نامه ای برای فرزندانم....
فرزندان دلبندم! اين نامه را برای شما مى نويسم، به شما كه آينده من هستین!
عزيزانم....زيباترين هایم.... روزى كه شما را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه...
حس گرمى رگهامو پر كرده بود. هيچ كس باور نكرد حرفمو اما مى دونستم دارم مادر مى شم.... به فكر فرو رفتم، من قرار است به عنوان مادر چه چيزهايى به فرزندان خود ياد بدهم و قرار است به زودى نام مقدس مادر را كه مسئوليت زيادى به همراه دارد را بر خود بگذارم!
آن روز كه درونم زاده شدین دوباره عاشق شدم و هميشه از خدا خواستم سالم و مهربان باشین. فرزندان عزيزم، عشقهای من، دوست دارم آنچنان كه لياقتش را دارید برايتان مادرى كنم، قلبهای مهربان من، از زمانى كه متولد شدین لحظه به لحظه با هم بوديم، هر جا مى رفتم شما را مانند پاره اى از وجودم با خودم مى بردم، تب مى كرین تب مى كردم، مريض مى شدین مريض مى شدم، تشنگى و گرسنگى شما را حس مى كردم و هر كارى كه دوست داشتین به بهترين شكل برايتان انجام مى دادم. عزيزانم با هر مكش دهان كوچكتان براى شير خوردن محبت و فداكارى را در رگ هاى بدنتان تزريق كردم.
شما شايد فرشته نگهبان من هستین، بهانه تحمل سختى هايم، به خاطر شما مى جنگم و كار مى كنم. عجيب است اشكهايم كه براى شما مى ريزند آرامم مى كند، صدا كردن نامتان برايم افتخار آفرين است، در هر خنده شيرينتان اميد را حس مى كنم، شما معلمى هستین كه خداوند بزرگ به من هديه داده، شما به من ياد دادین حرف زدن را، آرامش را، شما به من راه رفتن را ياد دادین در اوج سختى ها و مبارزه كردن را و نديدن را وقتى همه چيز سياه است، چشم هايتان به من نگاه كردن را آموخت، دست هاى كوچكتان تلاش كردن براى هر آنچه آرزويش را دارى و حضورتان غم و درد و رنج را از يادم مى برد، كنار شما تنهايى از دلم پر مى كشد. عزيزانم هر جاى اين دنيا وقتى شما باشین بزرگترين بهشت روى زمين است.
فرزندانم دنيا مكانى تكرارى است اما تكرار اين روزها با وجود شما زيباترين تكرر زندگيم است. زيبايى درونى است و شما درون و بيرون زيبايى دارید. سرو خوش قامتان من در بهشت موهايتان معانى تفاهم و لذت را باز شناختم. مى خواهم بدانید چقدر دوستتان دارم و شما پيش من از چه جايگاه ويژه اى برخوردار هستید. در اين برهه از هستى كه ما آن را زندگى مى ناميم دو نكته آموخته ام: يكى اينكه هر يك از ما در عالم وجود، انسان هايى ويژه و يكتا هستيم، و ديگر اينكه عشق بالاترين و قدرتمند ترين وسيله اى است كه در زندگى در اختيار داريم. گلهای نازم مطلبى درباره عشق خوانده بودم و از لحظه تولدتان هر روز برايتان آن جملات را مى خوانم تا با ديدى باز از عشق، عاشق شوید و عاشقانه زندگى كنید.
فرزندانم چند نصيحت را از من هميشه به يادگار داشته باشید:
فرزندانم بدانید كه همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند، در ازاى هر دشمن، دوستى هم هست، فرزندانم بياموزید كه از باختن پند بگيرید و از باختن لذت ببرید، از غبطه خوردن بر حذر باشید و نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد بگيرید.
نقش مهم كتاب را در زندگيتان فراموش نكنید.
فرزندانم ياد بگيرید در مدرسه بهتر اين است كه مردود شوید اما با تقلب به قبولى نرسید.
عزيزانم ياد بگيرید همه حرف ها را گوش كنید و سخنى را كه به نظرتان درست مى رسد انتخاب كنید، ارزش هاى زندگى را ياد بگيرید و در اوج اندوه تبسم كنید و هيچ وقت تسليم هياهو نشوید و اگر خود را بر حق دانستى پاى سخنتان بايستید و با تمام قوا بجنگید...
تعهد و مسئوليت ما "در مقابل زندگى" در اين سياره اين است كه از كليه و تواناييهاى خود براى رسيدن به آنچه توانايى آن را داريم استفاده كنيم و اين امتياز را براى كليه همنوعان خود نيز قائل باشيم. چنانچه اين وظيفه را از راه ابراز عشق، علاقه و احترام و بى غرضانه به انجام رسانيم.
وقتى دنيا را ترك مى كنيم كه ناگريز روزى ترك خواهيد كرد، پيوسته جاى نيك ما خالى خواهد بود. برايم دعا كنید كه محتاج دعاى شما با آن قلب پاكتان هستم.
عزيزام تمام زندگيم براى شماست، تمام وجودم مال شماست، دوستتون دارم بى نهايت و از خداوند براى داشتنتون هميشه شكرگزارم.


عزيزانم....زيباترين هایم.... روزى كه شما را در درونم حس كردم.... نه آزمايش داده بودم.... نه فرشته ها برام خبر آوردن..... فقط صبح احساس كردم نقطه اى سپيد درونم مى جوشه...
حس گرمى رگهامو پر كرده بود. هيچ كس باور نكرد حرفمو اما مى دونستم دارم مادر مى شم.... به فكر فرو رفتم، من قرار است به عنوان مادر چه چيزهايى به فرزندان خود ياد بدهم و قرار است به زودى نام مقدس مادر را كه مسئوليت زيادى به همراه دارد را بر خود بگذارم!
آن روز كه درونم زاده شدین دوباره عاشق شدم و هميشه از خدا خواستم سالم و مهربان باشین. فرزندان عزيزم، عشقهای من، دوست دارم آنچنان كه لياقتش را دارید برايتان مادرى كنم، قلبهای مهربان من، از زمانى كه متولد شدین لحظه به لحظه با هم بوديم، هر جا مى رفتم شما را مانند پاره اى از وجودم با خودم مى بردم، تب مى كرین تب مى كردم، مريض مى شدین مريض مى شدم، تشنگى و گرسنگى شما را حس مى كردم و هر كارى كه دوست داشتین به بهترين شكل برايتان انجام مى دادم. عزيزانم با هر مكش دهان كوچكتان براى شير خوردن محبت و فداكارى را در رگ هاى بدنتان تزريق كردم.
شما شايد فرشته نگهبان من هستین، بهانه تحمل سختى هايم، به خاطر شما مى جنگم و كار مى كنم. عجيب است اشكهايم كه براى شما مى ريزند آرامم مى كند، صدا كردن نامتان برايم افتخار آفرين است، در هر خنده شيرينتان اميد را حس مى كنم، شما معلمى هستین كه خداوند بزرگ به من هديه داده، شما به من ياد دادین حرف زدن را، آرامش را، شما به من راه رفتن را ياد دادین در اوج سختى ها و مبارزه كردن را و نديدن را وقتى همه چيز سياه است، چشم هايتان به من نگاه كردن را آموخت، دست هاى كوچكتان تلاش كردن براى هر آنچه آرزويش را دارى و حضورتان غم و درد و رنج را از يادم مى برد، كنار شما تنهايى از دلم پر مى كشد. عزيزانم هر جاى اين دنيا وقتى شما باشین بزرگترين بهشت روى زمين است.
فرزندانم دنيا مكانى تكرارى است اما تكرار اين روزها با وجود شما زيباترين تكرر زندگيم است. زيبايى درونى است و شما درون و بيرون زيبايى دارید. سرو خوش قامتان من در بهشت موهايتان معانى تفاهم و لذت را باز شناختم. مى خواهم بدانید چقدر دوستتان دارم و شما پيش من از چه جايگاه ويژه اى برخوردار هستید. در اين برهه از هستى كه ما آن را زندگى مى ناميم دو نكته آموخته ام: يكى اينكه هر يك از ما در عالم وجود، انسان هايى ويژه و يكتا هستيم، و ديگر اينكه عشق بالاترين و قدرتمند ترين وسيله اى است كه در زندگى در اختيار داريم. گلهای نازم مطلبى درباره عشق خوانده بودم و از لحظه تولدتان هر روز برايتان آن جملات را مى خوانم تا با ديدى باز از عشق، عاشق شوید و عاشقانه زندگى كنید.
فرزندانم چند نصيحت را از من هميشه به يادگار داشته باشید:
فرزندانم بدانید كه همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند، در ازاى هر دشمن، دوستى هم هست، فرزندانم بياموزید كه از باختن پند بگيرید و از باختن لذت ببرید، از غبطه خوردن بر حذر باشید و نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد بگيرید.
نقش مهم كتاب را در زندگيتان فراموش نكنید.
فرزندانم ياد بگيرید در مدرسه بهتر اين است كه مردود شوید اما با تقلب به قبولى نرسید.
عزيزانم ياد بگيرید همه حرف ها را گوش كنید و سخنى را كه به نظرتان درست مى رسد انتخاب كنید، ارزش هاى زندگى را ياد بگيرید و در اوج اندوه تبسم كنید و هيچ وقت تسليم هياهو نشوید و اگر خود را بر حق دانستى پاى سخنتان بايستید و با تمام قوا بجنگید...
تعهد و مسئوليت ما "در مقابل زندگى" در اين سياره اين است كه از كليه و تواناييهاى خود براى رسيدن به آنچه توانايى آن را داريم استفاده كنيم و اين امتياز را براى كليه همنوعان خود نيز قائل باشيم. چنانچه اين وظيفه را از راه ابراز عشق، علاقه و احترام و بى غرضانه به انجام رسانيم.
وقتى دنيا را ترك مى كنيم كه ناگريز روزى ترك خواهيد كرد، پيوسته جاى نيك ما خالى خواهد بود. برايم دعا كنید كه محتاج دعاى شما با آن قلب پاكتان هستم.
عزيزام تمام زندگيم براى شماست، تمام وجودم مال شماست، دوستتون دارم بى نهايت و از خداوند براى داشتنتون هميشه شكرگزارم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



نامه ای برای فرزندانم.... 
